چهارشنبه 26 فروردین 1388
| ---
چهارشنبه 2 بهمن 1387
| عجیب ترین امتحان دنیا !
چــهار دانشــجو که به خودشــان اعتماد کامل داشــتند، یک هفــته قبل از امــتحان پایان ترم به مــسافرت رفتند و با دوستان خود در شــهری دیگر حســابی به تفریح پرداختــند، اما وقتی برگشــتند متــوجه شــــدند که در مورد تاریخ امـــتحان اشتباه کرده اند و به جـــای سه شــنبه، امتــحان روز دوــشنبه صبح بوده است.بنــابراین تـــصمیم گرفتند اســتاد خــود را پیــدا کنند و علت جا مانــدن از امتحان را برای او توضــیح دهند. آنها به اســتاد گفتند : ((ما به شــهر دیگری رفته بودیـم که در راه بازگـــشت لاستیک خود رویمان پنـــچر شد و از آنجا که زاپاس نداشـــتیم، تا مدت زمـــان طولانی نتوانـــستیم کسـی را گیر بیاوریم و از او کمــک بگیریم، به همیــن دلیل دوشـــنبه دیروقت به خانه رسیــدیم.))....... اســـتاد فــکری کرد و پذیرفت که آنــها روز بعد بــیایند و امتحان بدهند.
چهار دانشــجو روز بعد به دانـــشگاه رفتند و اســتاد آنها را به چـــهار اتاق جداگانه فرســـتاد و به هــر یک ورقه ی امتــحانی را داد و از آنها خواســت که شـــروع کنـــند. آنها به اولین ســوال نگاه کردند که 5 نمره داشـت.ســوال خیلی آســـان بود و به راحــتی به آن پاســـخ دادند..... ســـپس ورقه را برگرداندند تا به سـوال 95 امتیازی پشت ورقه پاســخ دهند که ســوال این بود:
((کدام لاســـتیک پنــچر شــده بود؟))
پ.ن 1: هیچی نپرســین در مورد اینکــه چرا نبــودمو... !! (آخه یکی نیس بگه کیــه که به تو این حرفارو بگه؟)
پ.ن2: هــنوز خودمــو پیدا نکردم..نمیــدونم دارم چیـکار میکنم... اول باید یه Defragment بکنـم خودمو !!
پ.ن3: آبجی شــبنم گفـته بود که چرا به جای اینـکه اسم عشــقتو بنویـسی، my love یا ( ) مـیزاری؟ یه کم شـهامت داشــته باش به جای اســتفاده از مای لاو اســمش رو بگو!!!
پ.ن4: پس بـنا به پ.ن3 : مهــسای من خـیلی دوسـت دارم.


نوشته شده توسط Fardin.O در 11:33 ب.ظ| نوع مطلب:بی ربــــــط ،|
نظرات ()برچسب ها:داستانک ،داستان کوتاه ،امتحان ، |
پنجشنبه 30 آبان 1387
| رضایت
پسر کوچکی وارد داروخانه شد، کارتنی را به سمت تلفن هل داد. روی کارتن رفت تا دستش به دکمه های تلفن برسـد و شروع کرد به گرفتن شماره ای 10 رقمی.مسئول داروخانه متوجه پسر بود و به مکالماتش گوش داد. پسرک پرسید : خانم، میتوانم خواهش کنم کوتاه کردن چمن های خانه تان را به من بسپارید؟ زن پاسخ داد: کسی هست که این کار را برایم انجام میدهد.
پسرک گفت: خانم، من این کار را نصف قیمتی که او می گیرد انجام خواهد داد. زن در جوابش گفت: از کار این فـرد کاملاً راضی ام.
پسرک بیشتر اصـرار کرد و پیشنهاد داد: من پیاده رو و جـدول جلوی خانه را هم برایتان جارو می کنم، در این صورت شما در یکشنبه زیباترین چمن را در کل شهر خواهید داشت. مجدداً زن پاسخ منفی داد.
پسرک در حالی که لبخندی بر لب داشت، گوشی را گذاشت.
مسئول داروخانه که به صحبت های او گوش داده بود به سمتش رفت و گفت: پس از رفتارت خوشم آمــد؛ به خاطر اینکه روحیه ی خاص و خوبی داری، دوست دارم کاری به تو پیشنهاد بدهم.
پسر جوان جواب داد: نه ممنون، من فقط داشتم عملکردم را می سنجیدم، من همان کسی هستم که برای آن خانم کار می کند.
منبع: خانه مدیران جوان
پ.ن ها:
1. این عکس همون پسرس !! خیلی دوزلیه.. (بانمکه)
2. یه مدته خودمو به انضمام ما یَحتوی گم کردم... دارم Search می کنم ولی not result فعلاً .. !!
3. خیزید و خز آرید که هنگام خزان است - باد خنک از جانب خوارزم وزان است... 2ماه از پاییز گذشته تازه دارم اینو مینویسم..!! تو خیلی چیزا عقب موندم.. دارم روزی با سرعت 1page per h (1 صفحه بر ساعت) درس میخونم.. شتابمم هنوز اندازه نگرفتم..!!
نوشته شده توسط Fardin.O در 04:19 ب.ظ| نوع مطلب:بی ربــــــط ،|
نظرات ()برچسب ها:داستانک ،داستان کوتاه ، | دنبالک ها:My gallery ،
جمعه 17 آبان 1387
| سر از کار چشمات کسی درنیاورد...
گناهی ندارم،ولی قسمت اینه
که چشمای کورم براهت بشینه
برای دل من، واسه جسم خستم
منی که غرور و تو چشمات شکستم..
سر از کار چشمات کسی درنیاورد
که هرکی تو رو خواست یه روزی بدآورد..

واقعاً که ناف ایرانی رو با کپی بریدن..!! یه عالمه زحمت بکش،چشات درآد تا یه والپیپری،کارت پستالی چیزی طراحی کن بزار اینجا، بعد یه عده (نمیگم کی، خودش میدونه) میان راحت کپی رایتِ والپیپر رو از روش پاک میکنن میزارن تو وبلاگشون.. حالا کپی والپیپر کافی نیست میان از رو قالب هم کپی میکنن.. نمیدونم چی بگم دیگه... نمیخوام آدرس وبلاگ رو بدم برین ببینین.. شاخ درمیارین..! اگه میخواین بدماااا... فکر نکنین دروغ میگم..
پ.ن هــا :
۱. امروز، روز خییییییییییییلی قشنگی بود برام... بعد 1 سال و اندی چیزی که من و ( ) تا حالا تجربه نکرده بودیم و تجربیدیم.. نمیگم چیه.. هم بمونین تو کفِش، هم اینکه میترسم خندتون بگیره.. !! البته اگه بخوام خندتون نگیره بایستی توضیح بدم، که اونم حالش نی.. هنوزم تصویرای امروز تو ذهنمه.. اما حیف که کوتاه بود..
۲. در جان و دل تو را جاست از این چه باک اگر نیست * روی تو در برابر، نقش تو در مقابل (خسرو قاجار) !!
۳. من این آهنگ محسن یگانه رو خیلی دوس دارم..
نوشته شده توسط Fardin.O در 10:32 ق.ظ| نوع مطلب:دسـت نوشــته ،گرافیــکی ،|
نظرات ()برچسب ها:کارت پستال ،والپیپر ،گرافیکی ،محسن یگانه ، |
شنبه 11 آبان 1387
| شکسته شدن قلب،یک پدیده ی واقعی !
سلام...
عنوان و که دیدی؟ نمیدونم این مطلب و شنیدی یا نه، منم خودم اولین بارم بود که میخوندم... اولین بار که میگم
فکر نکنین اولین باره که میشنوم قلب میشکنه، ولی از این لحاظشو نمیدونستم..
قابل توجه اونایی که دل میشکنن !!
درست خود مطلبو مینویسم اینجا:
دردِ ناشی از شکسته شدن قلب، بسیار شدیدتر از دردهای بدنی است. متخصصان می گویند، قلب شکسته بیشتر از دردهای جسمی برای انسان آزاردهنده و رنج آور است.
اینکه قلب میشکند فقط اصطلاحی در اشعار نیست بلکه یک پدیده ی واقعی است و واقعاً به انسان آسیب می رساند.. تحقیقات نشان میدهد، دردی که از فشارهای احساسی به انسان وارد میشود بسیار عمیق تر و طولانی تر از درد ناشی از جراحت ها و آسیب های جسمی است.
"این تنها چوب ها و سنگ ها نیستند که به انسان آسیب می رسانند بلکه گاهی واژه ها بسیار دردناک تر هستند.."
پ.ن هــا :
1. بعععله.. اینجوریه... پس وقتی دل کسی رو میشکنید بدونید که چه بلایی سرش میاد...
2. اون نقاشی هم خودم کشیدم به سبک شکستنیسم هستش !! اونجوری نگا نکن !! کلی روش کار کردماااا .. !!
3. امیدوارم که هیچوقت دلتون نشکنه... چسبشم اختراع نشده آخه.. !!
شنبه 4 آبان 1387
| ابراز عشق والپیپری .. یا عشق والپیپری.. !!
سلام..
عنوان پست و حال کردی ؟!! یه عالمه فسفر سوزوندم تا یه عنوان واسه پست پیدا کنم.. آخرشم بعد 2 دَیقه زور زدن شد اون !!
این والپیپر رو برا ...M...جونم (همونی که تو هیدر وبلاگه!) طراحی کرده بودم..قبلاً به خودش دادم ولی اینجا هم گذاشتم تا شما هم ببینین.. (اگه هم خواستین واسه اون یه نفرتون بفرستین)..البته من دخالت نمیکنما تو مسائل زناشوییتون !! اگه میخوای بفرست، نمیخوای نفرست..اصلاً میخوای ببین، نمیخوایَم نبین. !!

پ.ن هــا :
1-اگه اهل هنر بودین یه نظری در مورد طراحیم بدین -اگه زحمت نباشه-
۲-من یه آبجی دارم، البته آبجی خودم نیستااا، آبجیه عسقمه !! که عین آبجی خودم دوسش دارم... (میگی به ما چه؟ خوب این پ.ن مال آبجیم بود نه شما) !! ببخشیداااا..
3-این پ.ن هم مال MY LOVE هستش.. پس شماها بقیشو نخونید... ( ) داخل پرانتز خودش میدونه چی نوشتم براش..!! چون هرطور باشه میخونید دیگه..اینجوری Security میره بالا، فقط افراد مجاز میتونن بخونن داخل پرانتزو !!
نوشته شده توسط Fardin.O در 11:57 ب.ظ| نوع مطلب:دسـت نوشــته ،گرافیــکی ،|
نظرات ()برچسب ها:والپیپر ،طراحی ،عشق ، | دنبالک ها:my gallery ،
جمعه 3 آبان 1387
| وبلاگوگرافی !

سلام .. !
اگه شما یی که داری این پست رو میخونی، قبلاً منو میشناختی که هیچ، اگه هم نمیشناسی حوصله شو ندارم که بگم جریان چیه !!! یعنی اگه بخوام همشو بنویسم این پست حالا حالاها تموم نمیشه و کسی هم فکر نکنم بشینه تا آخرش چرت و پرتای ما رو بخونه... فقط یه کوچولو میگم که من قبلاً وبلاگ فیکسل رو داشتم که سال پیش تابستون خیلی هم پیشرفت کرده بود..البته موضوعش با این وبلاگم میفرقید!! قبل از اون چندتا وبلاگ دیگه هم داشتم اما گل پسرشون همون فیکسل بود.. !! که حالا نویسنده هایی که عضو کرده بودم یکیشون ورداشته واسه خودش هرکاری دلش میخواد میکنه..منم دیگه بی خیالش شدم.. اما یادگارای خوبی اونجا گذاشته بودم..
فکر کنم یواش یواش بریم تو ادامه مطلب بهتره.. نه ؟!!ادامه مطلب
تبلیغات